العتبة الحسينية المقدسة
خطبه نماز جمعه

خطبه دوم نماز جمعه کربلاء به امامت شیخ عبد المهدی الکربلائی در تاریخ 24 ربیع الثانی 1439 هـ مطابق با 22دی 1396

۱٬۹۹۹ views9 min read

ما همچنان در مبحث اصول اخلاقی و اجتماعی که اسلام برای معاشرت میان مومنان به آنها فراخوانده، هستیم. پیشتر در خطبه های قبلی گفتیم، اسلام بر ایجاد ارتباطات و روابط اجتماعی که همبستگی و قدرت جامعه و نیز ارتباط میان اشخاص را حفظ کند تاكيد مي نمايد تا امنیت اجتماعی، آرامش و سعادت برقرار شده، کارها سامان یافته و توان مقابله با چالش ها، دشواری ها و مشکلات مختلفی که در فعالیت های اجتماعی وجود دارند، فراهم شود. اسلام با تاکید بر اهمیت استمرار این روابط و حفظ همبستگی اجتماعی، نسبت به خطرات نابودی چنین ساختار اجتماعی هشدار می دهد و پیامدهای اجتماعی و اخلاقی خطرناکی که جامعه در صورت عدم پایبندی به این اصول با آنها رو به رو خواهد شد را بیان می کند.

در این خطبه برخی خطرات و چالش هایی که برای سلامت این ساختار اجتماعی به ویژه در سطح ملت ها و کشورها و نه فقط داخل عراق بلکه درون و بیرون جامعه عراق و در سطح گروه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی وجود دارند را بیان می کنیم، خطرناک ترین مساله ای که وجود دارد و از جمله چالش ها و خطراتی است که به عنوان اولین نکته بیان می کنیم:

1- نگاه خود برتر بینی نسبت به دیگران:

برخی از اشخاص یا برخی از جامعه ها و پیروان برخی از مذهب و ادیان خود را بهتر از دیگران می بینند و گمانشان این است که از لحاظ ارزشی بالاتر از دیگران بوده و دیگران کم ارزشتر از آنها هستند. این نگاه موجب تکبر، خود برتر بینی، ظلم به دیگران، قتل و شکنجه آنها و دیگر موارد می شود و این امر از مجموعه ای از انواع تعصب ها نشأت می گیرد که در رأس آنها موارد زیر قرار دارند:

الف - تعصب دینی یا مذهبی:

برادرانم می دانید که اختلافاتی در باورهای دینی و مذهبی وجود دارند و برخی پیروان این ادیان یا مذاهب اعتقاد دارند که خودشان برتر، درست تر و اصلح هستند و کسی که حق با اوست در این زمینه مشکلی ندارد اما اگر او تصور کند که اصلح و برتر است در حالی که اینگونه نیست، این خطر اولیه است.. و مورد دیگر نحوه تعامل با پیروان ادیان و مذاهب دیگر با توجه به رویکرد خود برتر بینی نسبت به دیگران است، در اینجا خطر به وجود می آید، زمانی که او احساس کند که دیگران برتر نیستند و او باید بماند تا جامعه و دیگر جوامع را اصلاح کند، به طوری که او باور کند که او اصلح و درست تر است و باید بماند ودر مقابل، دیگران اینگونه نیستند بلکه آنها گروهی گمراه و باطل بوده و خطری برای او و سایر یارانش محسوب می شوند از این منظر چه بسا شیوه خشونت با دیگران به کار گرفته شده و برای نابودی، شکنجه، قتل و یا هرشیوه دیگری که صلح اجتماعی را به خطر می اندازد، تلاش شود.

ما چگونه به این مساله رسیدگی می کنیم؟

قرآن کریم و احادیث شریف بیان می کنند، اختلافاتی درادیان و مذاهب مختلف وجود دارند و این اختلافات واقعی هستند و  تا روز قیامت امکانی برای تغییر آن وجود ندارد. اما نباید برخی در مورد این مساله دچار سوء تفاهم شوند.

آیا این سخن به این معناست که صاحبان دین و مذهبی که به حق است، به حقانیت خود و دین و مذهب حق دعوت نکنند و مردم را به آن فرا نخوانند و حقانیت این دین و مذهب را برای آنها بیان نکنند؟!

بله آنها باید بیان کنند این حق است اما با دلیل و حجت و برهان و نه از شیوه تحقیر دیگران و سرکوب آنها و چهره های برجسته آنها، مشکل آنست که گاهی صاحب حق مساله ای که در آن حق دارد را با دلیل و برهان و حجت و راهکاری که در آن احترام به دیگران باشد و با آن وارد قلب های آنها شوند، بیان نمی کنند.. بلکه گاهی از شیوه تحقیر دیگران و مذهب و چهره های برجسته شان استفاده می کنند و این همان چیزی است که صلح اجتماعی را تهدید می کند و نفرت و کینه را به وجود می آورد..

اسلام می خواهد صاحبان حق با حکمت، موعظه و احترام به دیگران آنها را دعوت کنند، این بدان معناست که دعوتی برای احترام به تعددگرایی دینی و مذهبی وجود دارد و این مساله با تلاش صاحبان حق از طریق تمامی راه ها برای دعوت دیگران و بیان این حق با اسلوبی که قرآن کریم آورده، منافاتی ندارد. دعوت کنندگان این حق را دارند که به این دین و مذهب حق دعوت کنند اما در قالب اصولی که صلح اجتماعی را برای جامعه حفظ کند تا این وضعیت به نفرت، کینه، دشمنی، عداوت و درگیری میان صاحبان مذهب حق و صاحبان مذهب باطل تبدیل نشود و در صورتی که صاحبان مذهب باطل ظلم کنند صاحبان حق باید دفاع کنند..

ب- تعصب فکری:

دارنده این تعصب چه بسا فکر و عقیده دینی یا مذهبی نداشته باشد بلکه او معتقد به تفکرات تعیین شده فرهنگی، فکری یا اجتماعی است.. و نمونه این افراد متعصب فکری، عامه مردم هستند که در یک حالت تعطیلی فکری زندگی می کنند، نظرات و اعتقادات شان بسته است، از تغییر و تحول بیزار بوده و مخالف بررسی نظراتشان هستند، آنها سخت گیر بوده و به دیگران حمله کرده و به آنها ضربه می زنند -و چه بسا- از خشونت برای بیان این موضعگیری متعصبانه خود استفاده می کنند آنها بر این باورند که تفکرات دیگران باطل و گمراه هستند، چنین تعصبی بذر تفرقه و دشمنی و کینه را پخش می کند و نیروهای سازنده فکری و علمی که باید از آنها در حرکت جامعه به سوی تضاد و درگیری درونی میانشان را تغییر می دهد.

به عنوان مثال گاهی پزشک، مهندس، استاد، معلم، کارمند یا شخصی که چنین علومی دارد، فکر می کند که برتر است و انتقاد دیگران را نمی پذیرد و به خاطر علم و تخصص یا رویکردهای اجتماعی، اقتصادی یا فکری اش نظرات دیگران را نمی پذیرد و می بینید که او تکبر می ورزد و دچار غرور می شود و هیچ گونه نقدی درباره اشکالی که در دیدگاهش وجود دارد را نمی پذیرد.

برادرانم توجه کنید نظریه های علمی، اجتماعی و اقتصادی و علوم موجود از همکاری های علمی میان همه نشأت می گیرد و با تفکراتی مواجه می شویم که در آنها افکاری از جمعی از علماء گرد هم آمده و در نظریه واحدی جمع شده، این همکاری علمی میان همه است و نتیجه تفکرات همه به نظریه مفیدی برای جامعه منجر می شود که نتیجه نظرات بیشماری است و برخی نیز نواقص برخی دیگر را بیان می کنند که اگر این امر حاصل شود، به نظریه بهتری می رسیم.

اگر من فکر کنم که از دیگران بهترم و نسبت به آنها تکبر داشته باشم این امر منجر به آن خواهد شد که دیگران از من متنفر شوند و از من بدشان بیاید و با من دشمن شوند، یک حالت نفرت و دشمنی ایجاد می شود و در آن صورت قطع روابط علمی میان گروه حاصل خواهد شد و این امر ما را از فرصتی که این گروه علمی از مجموعه صاحبان علم و تخصص به دست آورده، محروم می کند.

ج- تعصب ملی یا طایفه ای یا قبلیه ای:

بدون تردید هر انسانی به سرزمین یا قومیت و طایفه ای که به آن مرتبط است، افتخار می کند و این ارتباط زمانی که درداخل مرزها باشد، مثبت است اما اگر به باور خود برتر بینی و اشرف بودن بر دیگران تبدیل شود، به این رویکرد بالاتر بینی وطن، قوم یا طایفه و پایین تر دانستن و تحقیر دیگران تبدیل خواهد شد و صاحبان چنین تعصبی برای کنترل بر دیگران و تسلط بر آنها و گسترش نفوذشان بر آنها تلاش خواهند کرد و درگیری اجتماعی یا ملی از آن حاصل می شود و همراه با خود نفرت و دشمنی می آورد و این امر به درگیری و جنگ منجر می شود.

من از برادرانم شیوخ عشایر و قبایل می خواهم که به این نکته توجه کنند و فکر نکنند که از دیگران برتر هستند بلکه باید با دیگران گفتگو کرده و به تفاهم برسند، نه اینکه این احساس را در شخص مقابل ایجاد کرد که من برتر و قدرتمند تر هستم و یا اینکه تلاش کنم عادات و آداب و رسوم خود را به آنها تحمیل کرده و تلاش کنم که بر دیگران کنترل یابم زیرا اینها از جمله کارهایی است که منجر به درگیری و تنش و دشمنی هایی می شود.

د- تعصب سیاسی:

دارنده چنین تعصبی بر این باور است که تفکرات سیاسی او کامل و برتر است و شیوه سیاسی او می تواند منافع کشور را محقق گرداند و سایر تفکرات سیاسی از تفکرات او پایین تر هستند و او در مدیریت مسایل سیاسی از دیگران توانا تر و برتر است به همین خاطر تلاش می کند بیشترین دستاوردهای سیاسی را داشته باشد یا اینکه بر حقوق دیگران چیره شود و آنها را از حقوقشان منع کند، او انتقادات دیگران را رد کرده و با پرداختن به اشکالاتی که در تفکرات سیاسی اش وجود دارد و ذکر نواقص و معایب آنها در مدیریت امور کلی مخالف است و چه بسا زمانی که احساس کرد آنها برای او خطرناک هستند، با آنها مقابله کرده و آنها را از نظر اجتماعی، اخلاقی و سیاسی تخریب کند تا آنها را از سر راه خود بردارد.

پس می بینی که او تکبر می ورزد و دچار علو می شود و نقد دیگران و بیان اشکالات تفکر و اسلوبش را نمی پذیرد. ،  در آن زمان امت و مردمی به چنین تعصب سیاسی که خطرات بسیاری دارد، مبتلا می شوند.

از خداوند تعالی می خواهیم که ما را از این خطر حفظ کرده و ان شاء الله ما را در راهی که دوست می‌ دارد و به آن راضی است، موفق کند زیرا که او شنونده اجابت کننده است و سپاس مخصوص الله پروردگار دو جهان است و خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان پاکش.

مرتبط

Comments (0)

Leave a comment

Sign in to comment with your verified account.