العتبة الحسينية المقدسة
خاندان عصمت و طهارت (ع)

ازدواج حضرت امیرالمومنین و حضرت فاطمه (علیهما السلام) به روایت حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۹٬۶۷۴ views5 min read

شيخ صدوق در امالى از على بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: من عزم خود را جزم كردم كه با فاطمه (عليها السّلام) ازدواج كنم ولى جرات نمى ‏كردم اين مطلب را با رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) در ميان بگذارم، اين آرزو در هر شب و روز در سينه من شعله مى‏كشيد تا اينكه بالاخره به حضور پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) رسيدم. آن حضرت به من فرمود: اى على، گفتم: بفرماييد اى رسول خدا فرمود: تصميم به ازدواج گرفته‏اى؟ گفتم: رسول خدا بهتر مى‏داند و دانستم كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) قصد دارد بعضى از زنان قريش را برايم تزويج كند ولى من نگران بودم كه مبادا فاطمه (عليها السّلام) از دستم برود. روزى پيامبر شخصى را نزد من فرستاد و مرا احضار كرد، من كه از شدّت خوشحالى سر از پا نمى‏شناختم به حضور آن حضرت كه در حجره امّ سلمه مشرّف شدم و ديدم كه آن بزرگوار به قدرى شادمان است و خوشحال كه سابقه نداشت و هنگامى كه چشمم به ايشان افتاد، ديدم كه چشمانش مى‏درخشيد و سفيدى دندانهايش از سرور و خنده ‏اى كه داشت مشاهده مى ‏شود. رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به من فرمود: اى على، به تو مژده مى‏دهم كه خداوند آن غم كه درباره ازدواج تو داشتم برطرف كرد. گفتم: چگونه اى رسول خدا؟ گفت: جبرئيل نزد من آمد و سنبل و قرنفل بهشتى به من داد، من آنها را گرفتم و بوييدم و به جبرئيل گفتم: اين سنبل و قرنفل براى چيست؟ گفت: خداى توانا به ملائكه و ساكنين بهشت دستور داده كه بهشت را با ميوه‏هاى درختان، درخت‏ها و گياهان زيبا و قصرها زينت كنند و باد بهشت را فرمان داده تا عطر و بوى آنها را در سراسر بهشت منتشر سازند، و حور العين بهشت را فرمان داده تا سوره طه و طواسين و يس و حمعسق را تلاوت كند سپس منادى از زير عرش ندا در داده است: آگاه باشيد كه امروز روز وليمه و عروسى على بن ابى طالب است. بدانيد كه من شما را شاهد مى‏گيريم بر اينكه فاطمه دختر محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را براى على بن ابى طالب، به رضايت خود تزويج نمودم. آنگاه خداوند تبارك و تعالى ابر سفيدى را فرستاد تا قطرات خود را به صورت لؤلؤ و زبرجد و ياقوت بر سر آنان ببارد، و پس از آن ملائكه برخاستند و سنبل و قرنفل نثار اهل بهشت كردند و اين سنبل و قرنفل از آنها مى‏باشد. پس از آن خداوند ملكى را كه نامش راحيل است و در ميان ملائكه خطيبى بليغ‏تر و فصيح‏تر از او وجود ندارد مأموريت داد تا خطبه‏اى بخواند. راحيل خطبه‏اى ايراد نمود كه اهل آسمان‏ها و زمين نظير آن را نشنيده‏ بودند سپس منادى ندا داد: اى ملائكه و ساكنين بهشت، ازدواج على را كه حبيب محمّد است با دختر محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) تبريك بگوييد. زيرا من هم به ايشان تبريك گفته‏ام. آگاه و شاهد باشيد كه من بعد از پيامبران، محبوبترين زنان را براى محبوبترين مردان تزويج نمودم. راحيل گفت: خداوندا بيش از اينكه ما مى‏بينيم و در بهشت به ايشان داده‏اى، چه چيز ديگرى به آنها عطا خواهى كرد؟ خداى متعال فرمود: اى راحيل، بركت بيشترى كه به آنها مى‏دهم اين است كه آنان با محبّت من زندگى خواهند كرد و آنان را براى خلق خود حجّت و دليل قرار مى‏دهم، به عزّت و جلالم سوگند، مخلوقى از آنان به وجود مى‏آورم و از آن دو نسلى ايجاد مى‏ كنم كه خزانه داران من در زمين و معدن علم من و طرفداران و هدايت‏كنندگان مردم به سوى دين من خواهند بود و بعد از پيامبران و رسولان، به وسيله آنان بر خلق اتمام حجّت خواهم نمود.

(و رسول خدا ادامه داد) اى على! به تو مژده مى‏دهم زيرا خداوند تو را به قدرى گرامى داشته و اكرام كرده كه احدى را چنان عزيز و گرامى نداشته. اى على! من دخترم فاطمه را بر همان چيزى تزويج نمودم كه خداوند رحمان او را تزويج نمود و به آن چيزى براى فاطمه راضى شده‏ام كه خدا راضى شده است. اكنون او زن توست و در اختيار تو مى‏باشد و تو از من به وى سزاوارترى و جبرئيل به من خبر داده كه بهشت به شما دو نفر اشتياق دارد و اگر نبود اينكه خداوند عزّ و جلّ مقدّر نموده فرزندانى از شما به وجود بيايد كه بر خلق حجّت باشند، در اين صورت اشتياق بهشت و اهل آن را پاسخ مى‏داد و شما را هر چه زودتر داخل بهشت مى‏نمود. پس اى على! تو بهترين برادر و بهترين داماد و بهترين مصاحب هستى و براى تو همين بس كه خداوند از تو راضى و خشنود است.

حضرت على (علیه السّلام) مى ‏گويد: به رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتم: آيا مقام من به جايى رسيده كه در بهشت نامى از من برده شود و خدا ملائكه را براى ازدواج من شاهد بگيرد؟ رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: همانا خداى عزّ و جلّ هر گاه ولى و دوست خود را گرامى بدارد به گونه‏اى گرامى مى‏دارد كه چشمى نديده و گوشى نشنيده باشد و خداوند اين مقام را به تو عطا فرموده است. على (عليه السّلام) گفت: پروردگارا به من توفيق بده تا در برابر نعمتهاى تو شكرگزار باشم و پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم)  فرمود: آمين.

 

منابع

زندگانى حضرت زهرا (عليها السلام)، صفحه436 – 440

امالى شيخ صدوق، صفحه 448 - 450

عيون اخبار الرضا عليه السّلام، جلد اول، صفحه 222- 224

مرتبط

Comments (0)

Leave a comment

Sign in to comment with your verified account.